لنگرودِ ‍شعر

به وبلاگ گروه « لنگرودِ ‍شعر » خوش آمدید

به زودی باز خواهیم گشت

به قول شاعر:

مدتی این مثنوی تاخیر شد...

اما صفحه فیس بوک "لنگرودشعر" در این مدت با یاری شاعران و شعر دوستان لنگرودی فعال بوده و هست.

و در این وبلاگ نیز به زودی باز خواهیم گشت...

+ نوشته شده در  91/06/24ساعت   توسط احمد زاهدی 

ترانه‌ی «ابرا که از راه برسن» علی‌رضا بندری + لینک دانلود

دوست شاعر و همشهری خوب‌مان آقای علی‌رضا بندری در صفحه‌ی فیس‌بوک خود متن ترانه‌ای را با صدای آرتین از آلبوم صورتک منتشر کرده است که در ادامه‌ی انتشار ترانه‌هایی از شاعران لنگرودی در وبلاگ "لنگرودِ ‍شعر" فایل صوتی این اثر را در ادامه می‌آید.

آهنگساز و خواننده: آرتین
ترانه‌سرا: علیرضا بندری
ابرا که از راه برسن
خواب ستاره می‌پره
تو که لالایی بخونی
دوباره خوابش می‌بره

توو آسمون مهمونیه
ستاره‌های روشنه
اونی که چشمک می‌زنه
ستاره‌ی بخت منه

راهی قصه‌ها می‌شن
ستاره‌ها یکی یکی
ستاره‌های کاغذی
قصه‌های دروغکی

وقتی دوباره آسمون
غرق ستاره‌ها می‌شه
دست شبو رو می‌کنه
مشت ستاره وا می‌شه

برای دانلود این ترانه می‌توانید این‌جا کلیلک کنید.

+ نوشته شده در  90/07/26ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

چهار شعر از مجموعه‌ی: شب نقاب عمومی است، شمس لنگرودی

شب نقاب عمومی است، چهاردهمین مجموعه شعر شمس لنگرودی منتشر شد. این مجموعه 124 شعر کوتاه و بلند را شامل می‌شود که ترکیبی بین «لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من» و «می‌میرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم» است و یک سال اخیر سروده شده، در این اشعار بیش‌تر دو عنصر طنز و فلسفه دیده می‌شود. 
1
آن‌قدر به تو نزديك بودم

كه تو را نديدم
در تاريكی خود، به تو لبخند می زنم
شكرانه‌ی روزهايی
كه كنار تو
راه رفته‌ام.

2
كنار تو
بمب‌ها شراب می‌شوند
تا من برخيزم
مجروح، مست

3
پاییز
جنون ادواری سال است
پیرهنش را ریز ریز می کند
در ملافه یی به سفیدی برف
خواب می رود
با انگشتانی
که از لبۀ تخت کوچک او بیرون است.

4
برادۀ واژگان است شعرهای من
که به شوق تو لب هایم تراش می دهند
بر نگین سلیمان.

مشخصات: نويسنده: شمس لنگرودی / قطع: رقعینوع جلد: شوميز / ناشر: نگاه / شابك: 9643516814 / تعداد صفحات: 136 / سال انتشار: 1390 / نوبت چاپ: اول / قیمت: 40,000 ريال

+ نوشته شده در  90/07/24ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

دو رباعی با دستخط استاد کریم رجب‌زاده

این دو رباعی عاشقانه‌ی استاد کریم رجب‌زاده را مسعود امینی در فیس‌بوک‌ منتشر کرده‌ست

۱
تو باران می‌شوی در بی‌قراری
به تو حق می‌دهم گاهی بباری
اگر لب واکنم، خون می‌فشانم 
خبر از زخم قلب من نداری
۲
تو خیلی ساده‌ای اما نظرگیر
پلنگ بیشه‌ها را بیشتر گیر
الهی از تو چیزی کم نگردد
از این گنجشک عاشق هم خبرگیر

  کریم رجب زاده: شاعر معاصر، متولد بیست و چهارم مهر ۱۳۲۶ در یکی از روستاهای لاهیجان است. او دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در لاهیجان و لنگرود گذراند و پس از پایان تحصیل به منظور گذراندن خدمت نظام وظیفه به تهران اعزام گردید و از همان زمان ساکن تهران شد. رویکرد وی به شعر به زمان تحصیل او بازمی گردد. خیلی‌ها او را با مجموعه «قرارمان پای همین شعر» می شناسند. کتابی که انتشارش در سال ۷۶ فصل تازه ای از تجربه‌های شاعری خلاق را به نمایش گذاشت. او در قالب‌های شعری مختلف اعم از کلاسیک مثل غزل، رباعی،دوبیتی، مثنوی و نیمایی و سپید به سرودن پرداخته است. وی پس از اقامت در تهران به استخدام بانک مسکن درآمد و پس از سه دهه کار، اینک به دوران بازنشستگی نایل شده است. رجب زاده هم اکنون نیز در قلمرو ادب فعال است و همواره پشتیبان و مشوق شاعران جوان در جلسات کانون‌های ادبی است. کتاب «صف عاشقان تمامی ندارد» سرودهٔ کریم رجب زاده در سال ۱۳۸۸، از برگزیدگان جایزهٔ کتاب فصل تابستان ۸۷، در بخش شعر بوده است.
+ نوشته شده در  90/07/24ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

دیلمان، شعری از محمود پاینده لنگرودی

من در کنار چشمه‌ی لرزان نشسته‌ام
در سرزمین خرم و سرسبز دیلمان
در پیش پای من، گیلان و لنگرود
خوابیده روی دامن دریای بیکران
من مادرم کبوتر این کوهسار بود
نوشید بارها از این چشمه آب سرد
در این دشت دانه خورد
پرواز کرد با کبوتران
از مرغزار بویه تا قله‌های سنگی آُمام
یک بار باد حادثه او را کشاند
تا جنگل سرسبز بی انتها
و آن‌جا کنار همسفر تازه‌اش نشاند
پیوند من از آب و گل و گیل و دیلم است
سر رشته‌ی وجودم با خون پهلوانی مردان سرشته است
از قله‌های میهن ماکان
تا پهن دشت جنگل کوچک خان
هرجا که چشمه زمزمه دارد به گوش رود
از من به آن دیار عزیز همیشه سبز
هر صبح‌دم سلام
هر شامگه درود
این شعر را یکی از اعضای خوب صفحه‌ی گروه "لنگرودِ ‍شعر" آقا امید عزیز منتشر کردند

+ نوشته شده در  90/07/21ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

ترانه‌ی «آسمونی» سروده‌ی علی‌رضا بندری + لینک دانلود

دوست شاعر و همشهری خوب‌مان آقای علی‌رضا بندری در صفحه‌ی فیس‌بوک خود متن ترانه‌ای را با صدای حمید اصغری از آلبوم آینه دق منتشر کرده است که در ادامه‌ی انتشار ترانه‌هایی از شاعران لنگرودی در وبلاگ "لنگرودِ ‍شعر" فایل صوتی این اثر را منتشر می‌کنیم.

ترانه‌ی آسمونی

با تو ام آسموني
سهم تشنگي من
تازه از راه رسيدي
حرف رفتنو نزن

انتظار ديدنت
انتظار بارونه
اطلسي ها چشم به ران
باغچه ها تشنشونه

ستاره بدون تو
يه نگاه نيمه جون
ماه مث يه تيكه يخ
توي تنگ آسمون

برای با تو بودن
یه پل آبی می خوام
از شمال خنده هات
تا جنوب گریه هام

خيلي منتظر بوديم
از پرنده ها بپرس
آگه باورت نشد
از خود خدا بپرس

تو صداقت صدا
با شهامت سرود
تو شروع قصه‌ي
يكي بود يكي نبود

آلبوم آینه دق

آهنگساز : مازیار عطاریان
خواننده: حمید اصغری 
ترانه سرا: علیرضا بندری 

برای دانلود این ترانه می‌توانید این‌جا کلیلک کنید

+ نوشته شده در  90/07/21ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

یاد من باش

دوست شاعر و همشهری خوب‌مان آقای علی‌رضا بندری در صفحه‌ی فیس‌بوک خود ترانه‌ای را با صدای زنده‌یاد فرزین منتشر کرده است که بسیار جالب و شنیدنی است . در ادامه‌ی انتشار ترانه‌هایی از شاعران گیلکی در وبلاگ "لنگرودِ ‍شعر" فایل صوتی این اثر منتشر می‌ّشود.

ترانه‌ی امام رضا

بدجوری غریبه موندم توو غریب آبادتبعد از این دست من و پنجره فولادت 

آلبوم یاد من باش

آهنگساز : مازیار عطاریان
خواننده: فرزین
ترانه سرا: علیرضا بندری 

برای دانلود این ترانه می‌توانید این‌جا کلیلک کنید

+ نوشته شده در  90/07/15ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

يه‌شو بوشئوم روخئونه

زنده‌ياد محمود پاينده‌ لنگرودی، شاعر مردم و انسان فرهيخته‌ای كه در تمام زندگی خود كمر همت در راه خدمت به خلق و فرهنگ‌اش بسته‌بود؛ در آثار گران‌بهايی كه از خود برای مردم به‌يادگار گذاشته است، آينه‌ای برابر مردم گرفت تا خود و فرهنگ بالنده‌ی خود را در آن ببينند. اين كاری سترگ است كه هنرمند جان عاشق خود را در راه آن می‌گذارد و گذارده‌است. در اين كوتاه سخن اما تنها از نظرگاه تجلی فرهنگ مردم در منظومه‌ی مشهور «يه‌شو بوشئوم روخئونه» سخن می‌گوئيم. 

آن‌گونه كه از محتوای يه‌شو بوشئوم روخئونه بر می‌آيد، پس از كودتای ۲۸ مرداد سروده شده است. و می‌توان دريافت كه درواقع گزارشی تاريخی است از شكست نسلی كه محمود خود يكی از بزرگانش بود. نسلي كه می‌خواهد ققنوس‌وار سر از خاكستر شكست بردارد و دوباره جان بگيرد. همان‌طور كه اين آرزو محمود پاينده سال‌ها بعد در حماسه‌ی سياهكل تجلي يافت. شايد به‌همين دليل است كه اين شعر سراسر شور است و اميد به آينده و زندگی در آن موج می‌زند و می‌خواهد نويد اين‌ را بدهد كه روزگار سياه بالاخره خواهد گذشت و بايد بگذرد. اما آن‌چه كه يه‌شو بوشئوم روخئونه را زيباتر و ماندگار كرده، علاوه بر اين‌ها استفاده‌ی شاعر از ضرب‌المثل‌ها و بيان آداب و رسوم و باورداشت‌های مردم است؛ كه برای هر خواننده‌ی گيلانی و هركس كه در آن سرزمين سرسبز زيسته، بسيار خواندنی و خاطره‌انگيز است. محمود پاينده، در اين منظومه علاوه بر استفاده از ضرب‌المثل‌ها كه تعداد آن‌ها بالغ بر يك‌صد مورد می‌شود، از آداب و مراسم مختلفی مانند كنار دريا رفتن به شب‌نشينی و بازی‌های كودكان و حتا اعتقادات خرافی و دشنام‌ها و نفرين‌های مردم استفاده می‌كند. اين‌خوشه‌چينی‌ها از فرهنگ مردم گيلان و خاصه رانكوه در منظومه‌ی پاينده، يه‌شو بوشئوم روخئونه، همچون ملاتی در لابه‌لای آجرهای يك ساختمان چيده شده كه خواننده در ابتدا متوجه‌ی چنين استفاده‌ی گسترده و بجايی از زبان روزمره و اصطلاحات كاربردی خود نمی‌شود. و تنها با خواندن چندباره‌ی شعر است كه مشخص می‌شود پاينده هر بند از اين شعر را با يك ضرب‌المثل آغاز و با ضرب‌المثلی ديگر به‌پايان می‌برد؛ و در بين بندها آئين‌ها، باورداشت‌ها، بازی‌ها و آداب و رسوم مختلف مردم به ياری شاعر آمده‌اند تا داستان نسلی را كه آرمان‌های والايی در سر داشته بسرايد. تا برای آيندگان بماند و بدانند كه: 

آخ! جَغَلَه‌ئن! وقتي اي راه بَنيشتَم 
شيِمه ويسين بَل‌ئِيتَم و بَبيشتَم 
شيِمه وَسيِن بَموردَم 
جون گَلِ بون بَبَوردَم...

فایل PDF این کتاب را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید
فایل صوتی این اثر با صدای شاعر را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید

این یادداشت برای نخستین بار در سال ۱۳۸۴ این‌جا منتشر شده بود! 

+ نوشته شده در  90/07/10ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

شعری از علی‌رضا بندری

شاعران در جاده عاشق می‌شوند
با نگاهی ساده عاشق می‌شوند
من نگاهی كردم و شاعر شدم
اشتباهی كردم و شاعر شدم
شعر قبلا بی در و پيكر نبود
يا اگر هم بود، اين ديگر نبود
در خيابان شعر دودی می‌شود
شمس گاهی لنگرودی می‌شود ...

علی‌رضا بندری
به نقل از صفحه‌ی گروه "لنگرودِ ‍شعر" در فیس‌بوک

+ نوشته شده در  90/07/10ساعت   توسط احمد زاهدی  | 

شعری از علی‌رضا بندری

به این کشتی های بی بادبان شک کن
به ماه شک کن که مرا به یاد تو نمی آورد 
نگاهت را بدزد از اینهمه ستاره چشمک زن 
بین تمام قصه ها فقط یکی باورکردنی است 
آنقدر دوستت دارم 
که اگر بخواهی 
از این همه آمدن برمی گردم 
و یک ایستگاه مانده به تو 
از قطار پیاده می شوم

علی‌رضا بندری

+ نوشته شده در  90/07/02ساعت   توسط احمد زاهدی  |