پایان بازی

مرغابیان اهلی دست آموز
در شر شر مداوم باران
مست و ترانه خوان
بر آب صاف برکه نشستند.
ما نیز آمدیم و نشستیم
با بال های خسته از رنج راه و دوری ِ پرواز
بی واهمه ز حیله ی تیرانداز
گفتند: ای نورسیدگان ِ ز دیاران ِ دوردست
اینجا خوش آمدید!
گفتیم: ای ناشناس یاران!
دریای مهربانی تان بیکرانه باد!
در شُرشُر ِ مداوم ِ باران
هر لحظه، بزم برکه ی ما شادمانه تر
پیوند آشنائی ما جاودانه باد!
یاران میزبان
کم کم ز ما کناره گرفتند
و ما به مهر
پنداشتیم برکه به ما وا گذاشتند. 
اما دریغ و درد!
که صیادها به خشم
داغ ِ هزار گُل، به دل ِ ما گذاشتند.
هان ای ز راه آمده نا آزموده کار!
با مرد در عزای ِ عزیزان گریستن
خوشتر که با برادر ِ نامرد زیستن!

محمود پاینده لنگرودی

این وبلاگ به دلایل شخصی تعطیل و دیگر به روز نخواهد شد. امید که روزگاری بهتر و پربارتر بر شعر و شاعران لنگرود بگذرد و شعلۀ جان شاعران و ارزش شعر این شهر، فروزان و افزون بماند.

چهار شعر از مجموعه‌ی: شب نقاب عمومی است، شمس لنگرودی

شب نقاب عمومی است، چهاردهمین مجموعه شعر شمس لنگرودی منتشر شد. این مجموعه 124 شعر کوتاه و بلند را شامل می‌شود که ترکیبی بین «لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من» و «می‌میرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم» است و یک سال اخیر سروده شده، در این اشعار بیش‌تر دو عنصر طنز و فلسفه دیده می‌شود. 
1
آن‌قدر به تو نزديك بودم

كه تو را نديدم
در تاريكی خود، به تو لبخند می زنم
شكرانه‌ی روزهايی
كه كنار تو
راه رفته‌ام.

2
كنار تو
بمب‌ها شراب می‌شوند
تا من برخيزم
مجروح، مست

3
پاییز
جنون ادواری سال است
پیرهنش را ریز ریز می کند
در ملافه یی به سفیدی برف
خواب می رود
با انگشتانی
که از لبۀ تخت کوچک او بیرون است.

4
برادۀ واژگان است شعرهای من
که به شوق تو لب هایم تراش می دهند
بر نگین سلیمان.

مشخصات: نويسنده: شمس لنگرودی / قطع: رقعینوع جلد: شوميز / ناشر: نگاه / شابك: 9643516814 / تعداد صفحات: 136 / سال انتشار: 1390 / نوبت چاپ: اول / قیمت: 40,000 ريال